روزنوشت

روزنوشت

نامیرا
روزنوشت

فقط موافقت کن :))

خیلی رو اعصابمه

الان رو ب روم نشسته

و اختلالات روانیشو بیان میکنه

خیلی رووووو اعصااابمه



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۵ | 9:32 | نویسنده : نامیرا |

الحمدلله علی کل حال

و هزار شکر برای فرصت امروز

همه چیز چقد خوشگله

چون امید هزگز نمی میره

خدایا ب ما توان عبور از این برهه رو بده با همه ی این مشکلاتی ک هست



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۵ | 8:37 | نویسنده : نامیرا |

پرروووو

امروز رفتم گالری ک با نت اونجا ی سری فایل دانلود کنم

سریعا پیرمرد خودشو رسوند

گفت پونصد میلیون بهم امانت بده

یه ماهه باسود برش می گردونم

تو دلم گفتم توووووبه

با سابقه ای ک از شما دیدم ، دنیا در دستم باشه ببخشم رایگان ، ب تو قرضش نمیدیم

والا ب ای برکت



تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۵ | 22:8 | نویسنده : نامیرا |

ناامنی

هر بار این جمله اش میاد تو ذهنم ، نامیرا ناامنی در قلب ادما میسازه

و خیلی دلم برای او میسوزه

باید برش گردونم دهنششششو سرویس کنم

تمام



تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۵ | 17:40 | نویسنده : نامیرا |

نت

اون موقعی ک خوشون خوشون تفاهم نامه بود هر شب ی جا رو میزن میگفت امریکا سوخیده امتیاز داده

اره حرف باد رو هواس

و دکلا زده میشد هیشکی جیکش در نمیومد الان ۱۷۰ دکل هرمزگان زده شده

ولی اینجا نت ، و اتصال شدیدا مشکل داره

ناراحت کننده اس، عصبانی کننده اس

رووووو اعصبابه این مدیریت فشل و برنامه کچل

آخ آخ برای جنوب

داداش بندرعباسه ، خیلی وقت باهاش صحبت نکردم

انتخاب کرده اونجا باشه ن ن انتخاب کردن اونجا باشه

مبارکش



تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۵ | 17:39 | نویسنده : نامیرا |

بانو://

بانو بسیار بسیار رو اعصابمه

کلا تمام عمر خانواده ی ما این شکلی سپری شد

خودمو استخدام کرده بودم کار زمین نمونه، بریم ک انجامش بدیم ♥️♥️♥️♥️



تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۵ | 17:36 | نویسنده : نامیرا |

خانواده ، ترحم. مشکلات

آدم قوی در بخشیدن ، محبت کردن ، تربیت کردن ، خیر کردن ، دستش بازه

چرا؟

چون دارندگی برازندگی

چون خاصیت قدرت روشن و الهی ، خدمت ب ادم هاست

اما این ب معنای ناتوان بودن نیست

به معنای قادر ب بدی کردن نیست

به معنای ضعیف بودن نیست

هر دو نفر خانواده امن ، اما یکی کلاش نامحرم و درغگو و فقیر روحی و ذهنی هست

و یکی ساده و مظلوم تر، اتفاقا سادهه ب من دروغ گفت، شیادی کرد ، پول الکی دروغکی واسه اون یکی گرفت

ولی الان بحث کل ماست، اجازه نمیدم هر خری جفت بندازه و سالم در بره ، مخصوصا خری که در کاهدان ما علوفه خورد

لازم نیست من اون وسط باشم

سیاست و تدبیر من ، بقیه رو رهبری میکنه

جرات و شجاعت من ، بقیه رو جسور و امیدوار میکنه

برای وی اول جهنم میسازم تا به حق خودش راضی بشه

و مهمتر ادب بشه ب خاطر این رفتار وقیح سبک سر

بعدا چیزی بیش از حقش بهش میبخشم

دنیا یک جنگه ، باید جنگید

مخصوصا در یک قلمرو مشترک ، ک حدود مهمتر از هر چیزی هستن



تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۵ | 9:59 | نویسنده : نامیرا |

حرفه:))

ان شاء الله تو این حرفه میخوام یه استاد بین المللی بشم 🤩😍

ببینیم چ خواهد شد



تاريخ : جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵ | 23:45 | نویسنده : نامیرا |

نشد

رفتم ی گوشه ای نشستم کارمو انجام بدم ، جوجه ها ریختن رو لپ تاب فیلم بذار برامون::///

یعنی ب جون پسر و دخمل اتاق بغلی ، آی کیو استاد این دوره قد مرغ همین اتاق بغله

چ خوب شد ادم میتونه بیاموزد

وی پی انم با همراه اول و های تک جواب نمیده ، نمیدونم با چی وصل بشم اینم خیلی رو مخ شده



تاريخ : جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵ | 23:42 | نویسنده : نامیرا |

مهارت

واقعا این استاد نشون داد ، هیچ درکی از شغلش نداره

این دوره بهم یاد داد ، با تکرار ب روش خرکی هم میشه ب ی نتایجی رسید

اما پر ضرر کم سود

چقدددد هم اعتماد ب نفس کاذب داره



تاريخ : جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵ | 20:18 | نویسنده : نامیرا |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By M a h S k i n:.